Main menu:

ماشين سازي آفاق کيميا | بالابر هيدروليکي | بالابر نفربر | بالابر نفربر هيدروليک | بالابر داراي کابين | آسانسور هيدروليک / بالابر ثابت هيدروليکي ‍


Go to content

مديريت و منابع انساني

مديريت


مقام انسان و مسئله مديريت



اهميت فوق العاده رهبري بر سه اصل مبتني است. اصل اول مربوط است به اهميت انسان و ذخائر و نيروهائي که در او نهفته‏ است که معمولا


خود به آنها توجه ندارد. در اسلام به مسئله متوجه کردن‏ انسان به خود، به عظمت و شرافت خود و نيروهاي عظيمي که در او است‏ توجه شده

است.

قرآن مجيد مي‏گويد: وقتي که انسان را خواستيم بيافرينيم‏ فرشتگان را امر کرديم که به اين موجود سجده کنند.

مي‏گويد انسان بر فرشتگان‏ در تعليم اسماء الهي پيشي گرفت، مي‏گويد آنچه در زمين است براي انسان‏ آفريده شده است:


«و خلق لکم ما في الارض جميعا، بقره/29»، «سخر لکم‏ ما في السموات و الارض؛

آنچه در آسمانها و زمين است مسخر شما گردانيد. جاثيه/13»؛ اي بشر در تو چيزهاست، تو خيال نکن مشتي‏ آب و خاک هستي.

خودت را با موجودات ديگر مقايسه نکن. اصل دوم مربوط است به تفاوت انسان و حيوان، انسان با اينکه از جنس‏ حيوان است از نظر مجهز


بودن به غرائز با حيوان تفاوت دارد: يعني ضعيف‏ تر از حيوان است حيوانات به يک سلسله غرايز مجهز هستند و نياز چنداني‏ به مديريت و رهبري

از خارج ندارند، زيرا غريزه کارش راهنمائي و رهبري‏ بصورت خودکار است. مورچه به سلسله غرايزي مجهز است که بطور خودکار و اتوماتيک

وي را در زندگي رهبري مي‏کند.

اميرالمؤمنين علي عليه‌السلام در يکي‏ از خطبه‏هاي نهج البلاغه موضوع مجهز بودن مورچه را به غرايز زندگي بيان و تشريح مي‏کند. ساير


حشرات نيز بدين منوال هستند. انسان با اينکه از نظر نيروها مجهزترين موجودات است و اگر بنا بود با غريزه رهبري شود مي‏بايست صد برابر

حيوانات مجهز به غرايز باشد، در عين‏ حال از نظر غرايزي که او را از داخل خود هدايت و رهبري کنند، فقيرترين‏ و ناتوان‏ترين موجود است. لهذا به

رهبري، مديريت و هدايت از خارج‏ نياز دارد.

اين همان اصلي است که مبنا و فلسفه بعثت انبياء است. و هنگامي که فلسفه بعثت انبياء را مورد بحث قرار مي‏دهيم متکي به اصل نياز


بشر به راهنمائي و رهبري هستيم. يعني بشر موجودي است مجهز به ذخائر و منابع قدرت بيشمار و در عين حال، در ذات خود فوق العاده

بي‏خبر و سرگردان و خود از ذخائر و منابع وجود خود، نا آگاه، نه مي‏داند که چه‏ دارد و نه مي‏داند که چگونه آنها را رهبري کند و مورد بهره

برداري قرار دهد. لهذا نيازمند است که رهبري گردد، راه به او نشان داده شود و نيروهايش سامان يابد و سازمان پيدا کند. بايد او را آزاد کرد و

به‏ حرکت آورد.

اصل سوم مربوط به قوانين خاص زندگي بشر است. يک سلسله اصول بر رفتار انسان حکومت مي‏کند که اگر کسي بخواهد بر بشر مديريت


داشته باشد و وي را رهبري کند جز از راه شناخت قوانيني که بر حيات و بر روال زندگي بشر حاکم است، ميسر نيست. پس بشر موجودي

است که به يک سلسله نيروها مجهز است و به هدايت و رهبري‏ و به پيشوا و پيشوائي نيازمند است. موجودي است که رهبري و به حرکت

در آوردن و بهره برداري از نيروهاي وي تابع يک سلسله قوانين بسيار دقيق و ظريف است که شناخت آن قوانين کليد راه نفوذ در دلها و

مسلط شدن بر انسانها است.




صفحه اصلي | معرفي محصولات | تماس با ما | درباره ما | نقشه سايت

جست و جو در محتواي سايت 

Back to content | Back to main menu