Main menu:

ماشين سازي آفاق کيميا | بالابر هيدروليکي | بالابر نفربر | بالابر نفربر هيدروليک | بالابر داراي کابين | آسانسور هيدروليک / بالابر ثابت هيدروليکي ‍


Go to content

ملک الشعراي بهار

زندگي نامه شاعران و نويسندگان


ملک الشعرا بهار


ميرزا محمد تقي بهار ، معروف به ملک الشعرا ، در 13 ربيع الاول سال 1304 هجري در مشهد به دنيا آمد. پدرش حاج ميرزا محمد کاظم ،

متخلص به صبوري و ملقب به ملک الشعرا ابن حاج محمد باقر کاشاني ، رئيس صنف حرير بافان مشهد بود. پدر بهار در مشهد تولد يافت ، اما

شغل پدر واجدادش را مانند ساير برادران خود دنبال نکرد و در مشهد به تحصيل علوم ادبي و عربي زبان فرانسه و فقه و حکمت پرداخته و در

عصر خود يکي از فضلاي مشهور خراسان به شمار مي آمد. اشعار بهار زبان حال مردم ، و نماينده افکار وآمال توده آزاديخواه بود و او با سروده

هايش از اوضاع کشور و امور سياسي آن دوره انتقاد مي کرد. بهار بعد از درگذشت پدر ، ملک الشعرا آستان قدس رضوي شد و در مشهد

روزنامه بهار را منتشر ساخت.

در سال 1336 هجري شمسي انجمن ادبي دانشکده تهران تاسيس کرد و با ديگر اديبان به فعاليت پرداخت. ملک الشعرا بهار اصول ادبيات را

در نزد پدر آموخته و پس از مرگ پدر ، که 18 سال بيشتر نداشت ، تحصيلات ادبي را نزد مرحوم اديب نيشاوري ، که از ادبا و شعراي مشهور بود

و نيز ساير فضلاي معاصر ، دنبال کرد.

بهار از سنين کودکي و در زمان حيات پدر ذوق ادبي خود را گاه به گاهي بروز مي داد. در سنين سيزده و چهارده سالگي نيز اشعاري از او در

دست است ، که غالبا اشعار اساتيد را تضمين مي کرد. با اين وصف ، پدر در تشويق او به شعر وشاعري کوتاهي مي کرد ؛ و پيوسته به او

مي گفت : «در دوران آينده با شاعري کسي نمي تواند نان بخورد ، يا دنبال کسب وتجارت برود.»

اما چون بهار ذاتا شاعر بود ،علي رغم آرزوهاي پدر ، بر اساس ذوقش دنبال سخنوري و شاعري و نويسندگي را گرفت و بدان پايه رسيد که در

فن خود شهرت فراوان يافت. بهار پس از فوت پدر در گفتن شعر رفته رفته چنان مهارت به خرج داد ، که جز معدودي از اساتيد ، ساير دانشمندان

خراسان باور نکرده ومي گفتند اشعار پدرش را به نام خود مي خواند.

مسئولان خراسان در مجالس علني مکرر وي را امتحان کردند و او قصايد خاصي را که از لحاظ لفظي ومعنايي تازگي داشت ، مي سرود و به

خوبي از عهده امتحان بر مي آمد ، اما دشمنانش از مسير ديگري او را متهم ساخته و گفتند فرد ديگري است که براي او شعر مي سازد.

از اين زمان است که بهار با شخصيت مستقل وخاصي که يافته بود پس از تکميل کميته ، او روزنامه ي نوبهار را به امتياز ومسئوليت خويش

به عنوان ناشر افکار حزب در مشهد انتشار داد. بهار در دوره ي چهارم از شهر بجنورد ، در دوره ي پنجم از ترشيز و در دوره ي ششم از تهران به

مجلس شوراي اسلامي فرستاده شد.

از اواخر دوره ي ششم در اثر جريان هاي سياسي خاصي که پيش آمده بود ، امکان فعاليت هاي سياسي از بهار سلب شد. در همين ايام بهار

در اثر دروغ هاي دروغ پردازان ، به اتهام هايي ناروا زنداني و چهارده ماه به اصفهان تبعيد شد.

نکته جالب اين است که دوره ي زندان و تبعيد او از پر بهره ترين سال هاي زندگي ادبي او بوده است. مثنوي «کارنامه زندان» ، غزل معروف

«من نگويم که مرا از قفس آزاد کنيد» ، قطعه مفصل و معروف «شباهنگ» و قصايد ديگر را او در اين زمان سروده است. بهار در سال 1324

شمسي در زمان نخست وزيري دوم احمد قوام ، به وزارت فرهنگ مشهور شد و به مجلس رفت و رياست فراکسيون دموکرات را به عهده

گرفت.

بهار در اول ارديبهشت 1330 هجري شمسي از دنيا رفت و در شميران ، در باغ آرامگاه ظهيرالدوله دفن گرديد.

صفحه اصلي | معرفي محصولات | تماس با ما | درباره ما | نقشه سايت

جست و جو در محتواي سايت 

Back to content | Back to main menu