Main menu:

ماشين سازي آفاق کيميا | بالابر هيدروليکي | بالابر نفربر | بالابر نفربر هيدروليک | بالابر داراي کابين | آسانسور هيدروليک / بالابر ثابت هيدروليکي ‍


Go to content

روش مديريتي بيل گيت

مديريت مايکروسافت



بيل تلفن مي کند


تقريبا هر شنبه صبح تمام معاونين در دفترشان نشسته اند. هيچ چيز نمي تواند مانع اين کار شود. معاون بايد در آن جا باشد. چرا؟ چون هر

شنبه صبح بيل به هر کدام از ان ها تلفن مي کند و نيم ساعت درباره ي مسائل مختلف آن بخش صحبت مي کند هر شنبه آن ها يک به

يک وارد جزئيات بخش مربوطه مي شوند.

بيل گيت وارد جزئيات کارها مي شود و به صورت سرسري از روي مسائل مختلف بخش رد نمي شود. درحالي که ممکن است نيم ساعت

زمان زيادي به نظر نيايد ولي اين وقت را هر هفته بيل گيت صرف امور بخش هاي مختلف مايکروسافت مي کند و چون بيل از قبل با جزئيات

آشنا است وقت خود را صرف بحث درباره تغييرات و مشکلات مي کند. درنتيجه بيل کنترل هربخش را در دست دارد و باعث مي شود که کار

افراد درجهت نيل به اهداف شرکت باشد. بله، به اين نتيجه مي رسيم که معاونين مايکروسافت از بعضي جهات در مقايسه با شرکت هاي

ديگر از خودمختاري کمتري برخوردارند، ولي از عدم کنترل کامل براي شرکت بهتر است.

بيل پيام مي دهد


هر سال کل شرکت را به ساختمان بزرگي در شهر مي برند(هرسال ساختمان بزرگتري مي گيرند زيرا شرکت رشد مي کند) اين جلسه

سالانه شرکت است. قسمتي مراسم مذهبي و قسمتي گزارش تجاري است. هميشه يک گروه کمدي مي آيند و افرادي را مي خندانند. به

دنبال آن مديران ارشد شرکت مي آيند و حالت فعلي تجارت و جهت گيري و اهداف استراتژيک را براي آينده تشريح مي کنند. اين گزارش به

طور مفصل و مستقيم اراده مي شود. دراين جلسه فقط کارمندان حق شرکت دارند و همه مي دانند که اين جلسه جدي است. اين دستورات

به همه اعلام مي شود و همه کارمندان موظف به رعايت آن ها مي باشند.

پس از آن که بند پوتين ها را سفت کردند نشان مي دهند که محصولات جديد بايد توسعه پيدا کنند. در برخي از حالات، چيزهايي را مي بينيد

که سال هاست بقيه جهان از آن اطلاع ندارند. گاهي اوقات شرکت وقت و پول زياد در اين جلسات خرج مي کند ولي متاسفانه نتيجه اي

نمي گيرد. لذا بهتر است به جاي آن تلاش زياد بر روي اهداف شرکت بکنند و نتيجه ي بهتري بگيرند. بنابراين کارمندان بايد جهت

استراتژيک شرکت را تشخيص بدهند و تلاش هاي تاکتيکي عمده براي نيل به اين اهداف استراتژيک را به عمل آورند.

در مايکروسافت بيش از يک جلسه سالانه وجود دارد. هر بخش حداقل سالي يک جلسه اضافي مي گذارد و در رابطه با استراتژي و

محصولات آن بخش صحبت مي کند. همين مطلب براي هر واحد تجاري و دپارتمان صادق است.

نتيجه تمام اين جلسات چيست؟ اول از همه، هيچ کس به خواب نمي رود زيرا جلسات حکم آموزش را دارند. آشکار است اين جلسات يک

نياز مهم براي هر رخداد عمده به شمار مي رود. دوم، جلسات باعث آموزش و ايجاد انگيزه در کارمندان مي شود و بدين ترتيب مي دانند که

شرکت در کجاي تجارت قرار دارد. درنتيجه تمام کارمندان مي فهمند که اهداف استراتژيک مايکروسافت چيستند و هنگام انجام کار ان

ها را به حساب مي آورند. بنابراين جلسه را با 25000 نفر به پايان مي رسانند و همه در تلاش هستند يک کار انجام دهند و آن ديدگاه

استراتژيک بيل گيت است.

بيل گيت مي خواهد بداند


سپس جلسه با بيل برگزار مي شود: بيل به طورکلي مروري بر تمام جلسه مي کند و ممکن است بر تمام پروژه ها متمرکز شود.

روزي ديو کاتلر با بيل گيت جلسه اي داشت و پروژه اي را مرور فني مي کرد. بيل سوالاتي درباره ي قسمت هاي ويژه از او کرد کاتلر به او

گفت نمي داند و بعدا به او خواهد گفت. بيل فورا جلسه را قطع و به او گفت به مايکروسافت بر نمي گردد مگر آنکه افراد پروژه را با خودش

همراه بياورد.

در اين حرکت بيل گيت دو نکته بسيار مهم وجود دارد. نخست افرادي که به صورت عملي روي پروژه کار کرده اند نمي توانستند با بيل

صحبت کنند. لازم بود آنها آنجا بودند. او نمي توانست بدون آن افراد مروري بر پروژه داشته باشد و اين افراد بودند که مستقيما مي توانستند در

رابطه با کارهاي انجام شده بر روي پروژه توضيح دهند. در عمل، هر کسي که مي خواهد در مايکروسافت مروري بر محصول داشته باشد،

درست به سراغ مدير مي رود و مستقيما با کسي که اين کار را انجام داده صحبت مي کند.

دوم، بيل گيت که مدير دومين شرکت ارزشمند آمريکاست مستقيما با افرادي صحبت مي کند که آن کار را کرده اند. اکنون خيلي از

مديران اجرايي اين کار را مي کنند. علاوه بر صحبت مستقيم با افراد مجري پروژه آگاهي از انجام کار و جزئيات آن و حفظ اطلاعات يک جلسه

براي جلسه بعدي مي باشد.

آشکار است که بيل جزئيات فني را از جلسات قبلي مربوط به آن پروژه به ياد مي آورد. اين ها جلساتي نيستند که اطلاعات به مدير اجرايي

ارشد منتقل شود. فايده اين جلسات اين است که تصميمات سريع و هوشمندانه اتخاذ مي شوند و چون اين تصميم ها توسط بيل گرفته

مي شود پس از جلسه پروژه به جلو مي رود و ديگر تصميم گيري ديگران باقي نمي ماند. به علاوه چون بيل مي داند درسراسر شرکت چه

مي گذرد تصميمات عموما صحيح هستند و در جهت استراتژيک شرکت مي باشند.

در ساير شرکت ها درست اين کار برعکس موردبالاست. ان ها زمينه ي لازم براي اتخاذ تصميم هاي از اين نوع را ندارند و درباره آن چه که در

آن جا اتفاق مي افتد اطلاع ندارند تا بتوانند تصميم درست بگيرند. تصميمات معمولا توسط گروه هاي مختلف گرفته مي شود که هرکدام از

اين گروه ها ديدگاه خودشان را دارند و معمولا تصميم خوبي از آب در نمي آيد.

صفحه اصلي | معرفي محصولات | تماس با ما | درباره ما | نقشه سايت


Sub-Menu:

جست و جو در محتواي سايت 

Back to content | Back to main menu