Main menu:

ماشين سازي آفاق کيميا | بالابر هيدروليکي | بالابر نفربر | بالابر نفربر هيدروليک | بالابر داراي کابين | آسانسور هيدروليک / بالابر ثابت هيدروليکي ‍


Go to content

سريع شکست بخوريد

مديريت مايکروسافت


سريع شکست بخوريد



افرادي که موتورهاي جت را طراحي مي کنند از آزمايش جوجه استفاده مي کنند . اين آزمايش جوجه ها ( که معمولا از سوپرمارکت خريداري

مي شود ) را در يک موتور در حال حرکت آتش مي زند . آنها سعي مي کنند اين آزمايش را حتي الامکان نخست در مرحله طراحي انجام

دهند در غير اين صورت موتور نمي تواند از اين آزمون با موفقيت عبور کند و دليلي وجود ندارد که ميليون ها دلار اضافي صرف طراحي آن شود .

اين موضوع ما را به ياد داستان زير مي اندازد :

يک شرکت انگليسي از بوئينگ خواست تا جدار محافظ در مقابل باد جت جديد را با روش آزمايش جوجه انجام دهد . پس از انجام آزمايش ،

انگليسي ها مسئولين بوئينگ را خواستند و به آنها گفتند که جوجه نه تنها از جداره محافظ باد جت گذشت بلکه ديواره پشت آن را نيز

شکست . بوئينگ يکي از مهندسان خود را به انگلستان فرستاد تا در اين مورد تحقيق کند . پس از آن که نحوه عمل کارگران را

مشاهده کردند ، آزمايش را دوباره انجام دادند . بوئينگ اين مطلب را به دستورالعمل ها اضافه کرد ؟

مواظب باشيد جوجه ها پيش از سوخته شدن ، منجمد باشند .

کليد موفقيت ،شناسايي سريع نقص است. بنشينيد ، فکر کنيد و ببينيد که چه چيزي منجربه شکست مي شود .اغلب به آساني ميتوان

پي برد که عيب در کجاست . تعجب در اينجاست که اغلب موارد پيش بيني شده عملا باعث ايجاد عيب در کار مي شوند .

سپس در هر مورد ، دقيقا عيب کار را پيدا کنيد . راهي حول و حوش مساله پيدا کنيد . فقط اگر مساله واقعا قابل حل نبود آنگاه پروژه را از

بين ببريد .

از طرف دگر ، در بسياري از شرکت ها ، شکست و عيب و نقص در کار غير قابل پذيرش است طوري که پروژه ها آن قدر طول مي کشند که

هر کسي هم که روي آن کار مي کند مي داند که پروژه بالاخره شکست مي خورد . چرا ؟ چون مديريت تشخيص داده است که شکست

و اشتباه قابل قبول نيست .

در شرکتي که من براي آن کار مي کردم ، ديدم که يکي از پروژه ها سال گذشته اصلا پيشرفتي نداشته است و همان طور که شواهد

نشان مي داد با شرايط فعلي پيشرفتي فعلي پيشرفتي برايش متصور نيست .

اين مساله را به مدير آن شرکت منتقل کردم . اين مدير مرا قبول نداشت و کاملا نمي خواست مطلب منفي از من بشنود . من اصرار کردم که

يک مشکل واقعي وجود دارد و تکرار کردم که پروژه در حال حاضر پيشرفتي ندارد . نخست حرف مرا قبول نکرد ولي وقتي سرانجام با افراد

دست اندر کار پروژه صحبت کرد آنها حرف مرا تاييد کردند .

اما واکنش مدير شرکت ؟ او عصباني شد و احساس کرد که افراد پروژه با نگفتن به موقع مشکلات و واقعيت ها به او دروغ گفته اند و او را

فريب داده اند . ولي وقتي با او صحبت کردم و حقايق را گفتم ، دريافت که او نمي خواست چيزي درباره پروژه بشنود .

صفحه اصلي | معرفي محصولات | تماس با ما | درباره ما | نقشه سايت


Sub-Menu:

جست و جو در محتواي سايت 

Back to content | Back to main menu